خانه
گاما

درسنامه آموزشی ادبیات فارسی کلاس هفتم

درس 7: علم زندگانی

بازدید165/0 K
تاریخ بروزرسانی1401/01/15

کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز

به جرئت کرد روزی بال و پر باز

روزی بچه کبوتری با هیجان و آرزوی بسیار بال و پر خود را برای پرواز باز کرد.

پرید از شاخکی بر شاخساری

گذشت از بامَکی بر جو کناری

از شاخهٔ کوچکی به شاخهٔ دیگر پرید و از پشت بامی رد شد و کنار جوی آب نشست.

نمودش بس که دور آن راهِ نزدیک

شدش گیتی به پیشِ چشم، تاریک

این راه کوتاه برایش خیلی دور و طولانی به نظر آمد و دنیا پیش چشمانش تار شد.

ز وحشت، سُست شد بر جای، ناگاه

ز رنج خستگی درماند در راه

از وحشت و ترس بر جای خود خشک شد و از شدت خستگی، درمانده شد و در راه ماند.

فتاد از پای، کرد از عجز فریاد

ز شاخی مادرش آواز در داد:

خسته شد و از روی ناتوانی و خستگی فریاد زد. مادرش که روی شاخه‌ٔ درختی نشسته بود، گفت:

«تو را پرواز بس زود است و دشوار

ز نو کاران که خواهد کار بسیار؟

پرواز کردن هم برای تو زود است، هم بسیار سخت و دشوار، چه کسی از افراد تازه کار، کار بسیار می‌خواهد؟

هنوزت نیست پای برزن و بام

هنوزت نوبت خواب است و آرام

فعلاً وقت خواب و استراحت توست و زمان پریدن در کوچه و پشت بام نیست. (توانایی این کار را نداری)

تو را توشِ هنر می‌باید اندوخت

حدیث زندگی، می‌باید آموخت

تو در حال حاضر باید علم و دانایی و هنر بیاموزی و رسم زندگی کردن را یاد بگیری.

بباید هر دو پا محکم نهادن

از آن پس فکر بر پای ایستادن

اول باید بتوانی پاهای خود را محکم روی زمین بگذاری، سپس مستقل شوی.

من اینجا چون نگهبانم تو چون گنج

تو را آسودگی باید مرا رنج

تو مانند گنجی هستی که احتیاج به مراقبت داری و من نگهبان و پاسدار تو هستم، تو باید آسوده باشی و من باید در مراقبت از تو رنج و سختی بکشم.

مرا در دام‌ها بسیار بستند

ز بالم کودکان پرها شکستند

من در دام‌ها و بلاهای بسیاری گرفتار شدم و بارها بچه‌ها بال و پرم را شکستند.

گه از دیوار سنگ آمد، گه از در

گَهَم سر پنجه خونین شد، گهی سر

از در و دیوار به من سنگ زدند و گاهی پنجه‌ها و گاهی سرم خونین شد.

نگشت آسایشم یک لحظه دمساز

گهی از گربه ترسیدم گه از باز

لحظه‌ای روی آرامش را ندیدم. گاهی از گربه و گاهی از باز می‌ترسیدم.

هجوم فتنه‌های آسمانی

مرا آموخت علم زندگانی

حملهٔ‌ بلاهای آسمانی به من راه و رسم زندگی کردن را آموخت.

نگردد شاخک بی‌بُن، برومند

ز تو سعی و عمل باید، ز من پند»

شاخه‌ای که ریشه نداشته باشد، رشد نمی‌کند و قوی نمی‌شود. تو باید سعی و تلاش کنی و وظیفهٔ من هم پند دادن و نصحیت کردن توست.

پروین اعتصامی

خودارزیابی (صفحهٔ 61 کتاب درسی)

 

1- چرا گیتی به چشم کبوتر بچّه تاریک شد؟ زیرا خسته شده بود و دیگر توان پرواز نداشت.

2- به نظر شما کبوتر بچّه ممکن است چه پاسخی به پند مادر داده باشد؟ اینکه بالاخره شما هم از روز اول بی‌تجربه بوده‌اید و کم کم تجربه کسب کرده‌اید. یا قبول کردن پند مادر و عمل به آن

3- پیام اصلی درس چیست؟ برای موفقیت در زندگی می‌بایستی علم زندگی کردن را با تلاش و استفاده از تجربیات آموخت.

دانش زبانی و ادبی

نکتۀ اوّل

به این جمله‌ها توجّه نمایید و دربارهٔ آنها گفت‌وگو کنید.
- زهرا آمد.
- دوستم سیب را خورد.
- رامین کیف را از بازار خرید.
- برادرم توپ را به احسان داد.

همان‌طور که پیش‌تر گفتیم «فعل»، اصلی‌ترین بخش یک جمله است. برخی از فعل‌ها مانند فعل «آمد» فقط با نهاد، جمله‌ای می‌سازند که معنی کاملی دارد. بعضی دیگر مانند فعل «خورد» با گرفتن مفعول، جملهٔ کاملی می‌سازند. گروهی نیز مانند فعل «خرید و داد» علاوه بر نهاد و مفعول، بخش دیگری می‌گیرند. به این بخش که برای کامل شدن معنای جمله آمده است، «متمّم» می‌گویند. متمّم در جملهٔ سوم «بازار» و متمّم در جملهٔ چهارم «احسان» است. کلمه‌هایی مانند «از، به، در و ...» قبل از متمّم به کار می‌روند و نشانهٔ متمّم (حرف اضافه) هستند.

نهاد مفعول و نشانهٔ آن نشانهٔ متمّم و متمم فعل
زهرا - - - آمد
دوستم سیب را - خورد
رامین کیف را از بازار خرید
برادرم توپ را به احسان داد

نکتۀ دوم

به این بیت توجّه کنید:

نمودش بس که دور آن راه نزدیک

شدش گیتی به پیش چشم تاریک

اگر شعر را به نثر برگردانید، احتمالاً این گونه خواهید نوشت:

آن راه نزدیک، آنقدر دور به نظرش رسید که گیتی (دنیا) پیش چشم او تاریک شد.

در برگرداندن شعر به نثر چه اتفاقی می‌افتد؟

می‌بینید که قسمت‌های مختلف شعر وقتی به نثر تبدیل می‌گردند، جابه جا می‌شوند. در جملهٔ «گیتی (دنیا) پیش چشم او تاریک شد.» فعل در پایان جمله قرار می‌گیرد امّا در شعر به اوّل بیت منتقل شده است. این جابه‌جایی در شعر و نثر ادبی بر زیبایی سخن می‌افزاید.

آیا همهٔ اجزای جمله را می‌توان به دلخواه (در شعر و نثر) جابه‌جا کرد؟

کارگروهی (صفحهٔ 63 کتاب درسی)

 

1- درس را به صورت نمایش در کلاس اجرا کنید. به عهدهٔ دانش‌آموز

2- داستان دیگری که بیانگر انتقال تجربه است، بیابید و در کلاس بخوانید.

نوشتن (صفحهٔ 63 کتاب درسی)

 

1- در بیت‌های زیر متمّم‌ها را مشخّص کنید و بنویسید.

پرید از شاخکی بر شاخساری

گذشت از بامکی بر جو کناری

شاخکی، شاخساری، بامکی، جو کناری

ز وحشت، سُست شد بر جای، ناگاه

ز رنج خستگی درماند در راه

وحشت، جای، ز، رنج، راه

2- دو واژهٔ کوتاه شده از متن درس پیدا کنید و شکل کامل آن را در جدول زیر، مانند نمونه بنویسید.

کوتاه شده کامل
فتاد افتاد
گهی گاهی
شاخی شاخه‌ای
توش توشه
گه گاه

3- با توجّه به معنی، املای صحیح کلمه را انتخاب کنید.
الف) (هجوم - حجوم) = حمله
ب) (اجز - عجز) = ناتوانی

4- یک مفعول و یک متمّم از صفحهٔ نخست درس پنجم، پیدا کنید و جمله‌های آن را بنویسید.
1- مفعول: تصمیم گرفتم قلبم را بدهم به مادرم. جمله عاطفی
2- متمم: این طور شد که به خودم گفتم: دیگر انتخاب کردن بس است.

درس 7: علم زندگانی